زندگی (روانشناسي)

وبلاگ يه دختر 17 ساله ي عاشق روانشناسي

بدون شرح
ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٦  کلمات کلیدی:

 

 

 

 


 
رویکرد زیست شناختی
ساعت ٢:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٦  کلمات کلیدی:

رویکرد زیست شناختی

 

همان طور که از نام این رویکرد پیدا است از طریق زیست شناختی برای توصیف و تبیین کارکردهای روانی استفاده می شود. در این رویکرد فرض بر آن است که رفتار ، تفکر ، احساس ،انگیزش ، هیجان ، سلامت و بیماری با ساخت فیزیولوژیکی مرتبط است. مثلا افسردگی ممکن است نتیجه ی کارکردهای نامناسب در فرآیند های زیست شیمیایی مغز باشد.

برخی از یافته های این رویکرد:

- مطالعه ی شناسایی چهره در بیماران مبتلا به صدمه ی مغزی در این دیدگاه به معنای آن است که معلوم شود آن قسمت از مغز که به مطالعه ی شناسایی چهره  می پردازد کدام است. روانشناسان زیست شناخت به این نتیجه رسیدند که ناحیه ی خاصی از طرف راست مغز قدرت شناسایی چهره ها را دارد و کسانی که این قسمت از مغزشان آسیب دیده قدرت شناسایی چهره های آشنا را نداشتند. (چهره نشناسی prosopagnosia  ) معروف ترین آنها اولیور ساکس متخصص مغز و اعصاب بود که به این بیماری مبتلا شده و زنش را با کلاه اشتباه می گرفت.

- منطقه بندی کنش مغز (localization of brain function) :در سال 1861 پل بروکا به وسیله ی تکه برداری پس از مرگ نشان داد که عدم توانایی در سخن گفتن بیمار نتیجه ی یک نارسایی از یک منطقه ی خاص مغز است .

- یافته های لشلی: در دهه ی 1920 کارل لشلی از طریق آزمایش های کلاسیک خود نشان داد که اگر قسمتی از کورتکس مغز موش برداشته شود ، به یادگیری و حافظه ی آن ها صدمه وارد می شود.. لشلی از روشی به نام عضو برداری که برداشت قسمت هایی از مغز به وسیله ی عمل جراحی یا توسط سوزاندن با الکترود است استفاده کرد. لشلی نشان داد که مقدار از بین برده شده بافت مغز در ایجاد رفتار نقش مهمی ایفا می کند.

- تحریک الکتریکی مغز (electrical stimulation of the brain) : پژوهش های متعددی در مورد تحریک الکتریکی مغز انجام شده که نشان می دهد تحریک الکتریکی نورون ها به خصوص در ناحیه ی هیپوتالاموس باعث ایجاد لذت، پرخوری و کم خوری می شود.


 
رویکردهای روانشناسی
ساعت ٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٦  کلمات کلیدی:

موضوع روانشناسی ، رفتار و فرآیند های روانی است.این ها را می توان در علم روان شناسی از دیدگاه های مختلف مورد بررسی قرار داد.به این دیدگاه ها و منظرها رویکرد می گویند.

5 رویکرد اصلی در روان شناسی عبارت است از:

1. زیست شناختی

2.روان کاوی

3.رفتارگرایی

4.شناختی

5.انسان گرا

فرض کنید از عرض خیابان عبور می کنید . از دیدگاه زیست شناسانه می شود این عمل را به صورت شلیک کردن عصب هایی که ماهیچه های حرکت دهنده ی پای شما را فعال می کند ، توصیف کرد.از دیدگاه رفتاری می توان این کار را بدون توجه به آن چه در داخل بدن شما می گذرد در نظر گرفت ؛ یعنی می شود گفت که سبز شدن چراغ محرکی بوده که شما با عبور از خیابان به آن پاسخ می دهید. می شود از دیدگاه شناختی هم به این مسئله توجه کرد. و به فرایند های ذهنی دخیل در این امر توجه کرد . از این دیدگاه ممکن است این کار را به زبان اهداف و برنامه های شما توضیح داد : هدف شما ملاقات یکی از دوستانتان بوده و عبور از خیابان بخشی از برنامه ی شما برای نیل به آن اهداف بوده است.

 


 
توصیف و تبیین و پیش بینی و کنترل
ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢٦  کلمات کلیدی:

در روانشناسی مانند همه ی علوم تجربی دیگر از توصیف و تبیین و پیش بینی و کنترل استفاده می شود.

اولین هدف در روانشناسی علمی، توصیف پدیده های رفتاری و روان شناختی است به گونه ای که امکان بررسی علمی آن ها امکان پذیر باشد.

هدف دیگر پیش بینی است اگر پیش بینی از درجه ی بالایی از اعتبار برخوردار باشد، روانشناس می تواند رابطه ی بین علت و معلول را مورد توجه قرار دهد.

پیش بینی دقیق و از طریق آن فهم صحیح از پدیده های مورد نظر ، روان شناس را در حالتی قرار می دهد که بتواند پدیده ی مورد نظر را کنترل کند.

 

در سطور قبل به آزمون پذیری یا تجربه پذیری اشاره کردیم.سه ویژگی وجود دارد که می توان آزمون پذیری یا تجربه پذیری را در حداکثر آن مورد توجه قرار می دهد.

1.کنترل

2.تعریف عملیاتی

3.تکرار پذیری

 


 
تخصص های روان شناسی
ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۱  کلمات کلیدی:

تخصص های روان شناسی

 

روان شناسی زیست شناسی گرا :

 

 این تخصص از آن کسانی است که دیدگاهی زیست شناسانه اختیار کرده اند . روان شناسان زیست شناساگرا در پی کشف ارتباط های رفتار با فرآیند های زیستی هستند.

 

 

 

 

 

روان شناسی آزمایشگاهی:

 

روان شناسان آزمایشگاهی اغلب روان شناسانی رفتار گرا و شناختی هستند که برای بررسی نحوه ی واکنش انسان ( و سایر حیوانات ) به محرک های حسی ، نحوه ی ادراک جهان ، نحوه ی یادگیری  و یادآوری مطالب، استدلال ، و انجام واکنش های هیجانی ، از شیوه های آزمایشگاهی استفاده می کنند.

 

 

روان شناسی رشد ، اجتماعی و شخصیت:

 

این سه نوع روان شناسی وجوه اشتراکی با هم دارند. روان شناسان رشد به رشد انسان و عوامل شکل دهنده ی رفتار از بدو تولد تا سنین پیری توجه دارند.مطالعه ی توانایی خاصی مثل نحوه ی پیدایش زبان در کودکان در حال رشد، یا مطالعه ی دوره ی خاصی از زندگی نظیر طفولیت ، کار آن هاست.

بخش زیادی از رشد ، به صورت اجتماعی است. روان شناسان اجتماعی به نحوه ی اثر تعامل افراد با هم بر مواضع و رفتار آن ها علاقه دارند. رفتار های گروهی نیز مورد توجه آن هاست.

از آن جا که شخصیت هم تا حدی محصول عوامل رشدی و اجتماعی است،روان شناسی شخصیت نیز با دو تخصص مذکور همپوشانی دارد. روان شنسان شخصیت به تفاوت های افراد مختلف توجه می کنند. آن ها به دسته بندی افراد برای مقاصد علمی و نیز مطالعه ی هر یک از کیفیت های منحصر به فرد اشخاص علاقه دارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

روان شناسی بالینی و مشاوره ای:

 

 

بیشترین تعداد روانشناسان را روان شنسان بالینی تشکیل می دهند . یعنی کسانی که اصول روانشناسی را برای تشخیص و درمان مشکلات هیجانی و رفتاری _ نظیر بیماری های روانی، اعتیاد به مواد مخدر،اختلاف های زناشویی و خانوادگی_ به کار می برند. خیلی از روان شناسان بالینی دیدگاهی روانکاوانه دارند  ولی دیدگاه های رفتاری ، شناختی و پدیدارگرایانه نیز در میان آن ها به چشم می خورد.

روان شناسان مشاور نیز بسیاری از وظایف روان شناسان بالینی را به عهده دارند منتها سر و کارشان اغلب با مشکلاتی است که وخامت کمتری دارد . روانشناسان مشاور اغلب با دانش آموزان یا دانش جویان کار می کنند.

 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

روان شناسی تحصیلی و آموزشی:

 

از ان جا که مشکلات هیجانی افراد اغلب در دوران دبستان شروع می شود بسیاری از مدارس ابتدایی روانشناسانی را در استخدام خود دارند که دوره هایی را در زمینه ی رشد کودک ، آموزش و پرورش و روانشناسی بالینی گذرانده اند. این ها روانشناسان تحصیلی اند که با کودکان مدرسه ای کار می کنند و مشکلات هیجانی و آموزشی آن ها را بررسی می کنند. در مقابل روان شناسان آموزشی نیز هستند که در مسائل یادگیری و آموزش تخصص دیده اند.

این ها هم ممکن است به کار در مدارس بپردازند ولی اغلب در استخدام دانشکده های تربیت معلم هستند و به تحقیق درباره ی شیوه ی آموزش دادن به بچه ها و تربیت معلمان می پردازند.

 

 

 

 

 

 

روانشناسان صنعتی و فنی:

این ها در شرکت ها کار می کنند . مسائل مورد توجه آن ها گزینش مناسب ترین افراد برای هر شغل و تدوین برنامه های آموزش مشاغل است.روان شناسان فنی در پی بهبود ارتباط های افراد با وسایل مکانیکی اند؛ یعنی می خواهند طراحی وسایل مکانیکی به گونه ای باشد که تعداد خطاهای انسان به حداقل برسد.

 

 

 

 


 
انسان چگونه رفتار می کند؟
ساعت ٧:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۱  کلمات کلیدی:

"انسان چگونه رفتار می کند؟"

 

در گذشته های دور علم روانشناسی جزو علوم اخلاق بود و بعد فلسفه.ولی مشکلات در جامعه روز به روز بیشتر می شوند و انسان ها مرموز تر می شوند به همین دلیل مطالعه ی حالات و رفتارهای انسان ها دشوار شده وعلم روانشناسی از فلسفه جدا شد و به صورت یک علم مستقل در آمد...روان شناسی از سال 1879 میلادی به عنوان یک علم تجربی شناخته شده است...

 

این پرسش که " انسان چگونه رفتار می کند؟" پرسشی است که بشر از آغاز خلقت با آن رو به رو بوده و در آینده نیز با آن رو به رو خواهد بود. برای یافتن این پرسش ، کوشش های بسیاری صورت گرفته و نیز صورت خواهد گرفت. و این پایانی ندارد. روانشناسی در پی یافتن جواب پرسش هایی است که ذهن انسان را مشغول کرده است .


 
دکتر علی محمد کاردان
ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۱  کلمات کلیدی:

دکتر علی محمد کاردان

زندگینامه

 


 

دکتر علیمحمد کاردان در سال ١٣٠۶ شمسی در شهر یزد به دنیا آمد. دوره ابتدایی را در دبستان سعدی و دوره اول متوسطه را در دبیرستان ایرانشهر زادگاه خود گذرانید. پس از گذرانیدن دوره اول متوسطه و به تشویق دبیران خود و نیز به اقتضای وضع خانوادگی خود در دانشسرای مقدماتی یزد که به تازگی تأسیس شده بود به تحصیل مشغول شد و خود را برای آموزگاری آماده کرد. اما چون با رتبه اول در این مدرسه فارغ‌التحصیل شد بنا بر مقررات آن زمان برای ادامه تحصیل به دانشسرای عالی تهران اعزام شد و به هزینه دولت به تحصیل پرداخت.  پس از گذرانیدن «کلاس مخصوص» آن مؤسسه که در حکم سال ششم دبیرستان بود در دوره لیسانس دبیری فلسفه و علوم ‌تربیتی در دانشسرای عالی تهران پذیرفته شد.
وی در طول تحصیل در دانشسرای عالی، زبان فارسی را نزد بزرگانی چون دکتر معین، دکتر پرویز ناتل خانلری و بدیع‌الزمان فروزانفر، زبان عربی را در محضر آیت‌الله مهدی الهی قمشه‌ای، فلسفه قدیم را نزد آیت‌الله محمد حسین فاضل تونی، فلسفه جدید را در محضر دکتر یحیی مهدوی، دکتر رضا‌زاده شفق و دکتر غلامحسین صدیقی گذراند. در روان‌شناسی از محضر دکتر علی‌اکبر سیاسی و در جامعه‌شناسی از محضر دکتر غلامحسین صدیقی فیض برد. درسهای علوم تربیتی را نزد دکتر محمدباقر هوشیار، دکتر عیسی صدیقی و دکتر اسدالله بیژن و فیزیولوژی اعصاب را نزد دکتر عبدالله شیبانی تلمّذ کرد.
دکتر کاردان در سال ١٣٢٨ درجه لیسانس فلسفه و علوم تربیتی را از دانشسرای ‌عالی (دانشگاه تهران) کسب کرد و چون فارغ‌التحصیل رتبه اول دوره خود بود،  طبق قانون اعزام دانشجو به خارج برای ادامه تحصیل در دوره دکتری فلسفه و علوم تربیتی به دانشگاه ژنو در سویس اعزام و در دانشکده ادبیات و مؤسسه علوم تربیتی این دانشگاه (معروف به مؤسسه ژان ژاک روسو) مشغول به تحصیل شد. وی فلسفه را نزد استادانی چون شارل ورنر(Ch. Werner) (مؤلف تاریخ فلسفه یونان)، روان‌شناسی را  نزد روان‌شناس و معرفت‌شناس مشهور ژان پیاژه (Jean Piaget) و تعلیم و تربیت را نیز نزد استادانی مانند روبر دوترانس (Robert Dottrens) آموخت. سرانجام در سال ١٣٣۶ به اخذ درجه دکتری فلسفه علوم تربیتی از دانشکده ادبیات دانشگاه ژنو نایل شد. دکتر کاردان پس از اخذ درجه دکتری به رغم اینکه از سوی پروفسور پیاژه برای دستیاری در «مرکز معرفت‌شناسی تکوینی» به‌ کار دعوت شد، به سائقه وظیفه‌شناسی، بی‌درنگ به وطن بازگشت. پس از شرکت در آزمونی از سوی دانشگاه تهران برای انتخاب به عنوان دانشیار کرسی اصول آموزش و پرورش و جانشینی استاد فقید دکتر هوشیار- که در تابستان ١٣٣۶ از دنیا رفته بود - و پذیرفته شدن در آن آزمون به خدمت در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران مشغول شد و تدریس درسهایی مانند اصول آموزش و پرورش و تاریخ آموزش و پرورش را به عهده گرفت. با تأسیس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی در دانشگـاه تهـران (١٣٣٧ ـ ١٣٣٨) و ایجاد دوره لیسانس و فوق‌لیسانس علوم اجتماعی از وی برای تحقیق و تدریس در این مؤسسه نیز دعوت شد. لذا تا سال ١٣۴۵ به تدریس روان‌شناسی اجتماعی و روش تحقیق در علوم اجتماعی پرداخت؛ همچنین به ترجمه کتابهای مهمی در روان‌شناسی اجتماعی و مردم‌شناسی و روش تحقیق در زمینه‌های فوق توفیق یافت.
دکتر کاردان به موازات تدریس، تحقیق، ترجمه و تألیف از همان آغاز کار در مدیریت امور دانشگاه نیز مشارکت داشت؛ از جمله تا سال ١٣۴١ مدیریت دروس مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی؛ از ١٣۴١ تا ١٣۴٨ ریاست اداره کل آموزش دانشگاه تهران و از ١٣۴٨ تا ١٣۵۶ نیز ریاست نخستین دانشکده علوم تربیتی کشور که در دانشگاه تهران ایجاد شده بود را بر عهده داشت.
وی پس از انقلاب اسلامی هم در عرصه های علم و فرهنگ یاریگر نظام بوده و در سال ١٣۶٩ از سوی شورای عالی انقلاب فرهنگی به عضویت پیوسته فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران برگزیده شد. دکتر کاردان علاوه بر تدریس در دوره‌های مختلف کارشناسی و کارشناسی ارشد و دکتری در دانشگاههای تهران و تربیت مدرس، از ١٣۶٣ تا ١٣٧۶ سرپرستی مؤسسه روان‌شناسی دانشگاه تهران را عهده دار بود. دکتر کاردان سالها در شورای دانشگاه تهران و هیئت ممیزه علمی آن و نیز هیئت ممیزه مرکزی عضویت داشته و فعالیت کرده است. وی همچنین از نخستین صاحبنظرانی است که در سازماندهی متمرکز و جدید آزمون ورودی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور از سال ١٣۴٢ نقش ویژه‌ای داشته است.
از دیگر اقدامات ماندنی او تلاش در گسترش رشته‌های مختلف علوم تربیتی در سطح کارشناسی ارشد و تأسیس نخستین دوره دکتری علوم تربیتی (تاریخ و فلسفه آموزش و پرورش) در سال ١٣۵٣ در دانشکده علوم تربیتی دانشگاه تهران است.
مدیریت گروههای پژوهشی روان‌شناسی و علوم تربیتی سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی، عضویت در شورای پژوهشی این سازمان و همکاری مؤثر با پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و پژوهشکده حوزه و دانشگاه و نیز مؤسسه پژوهشی برنامه‌ریزی درسی و نوآوریهای آموزشی وابسته به وزارت آموزش و پرورش از جمله فعالیتهای دیگر وی در مراکز مختلف علمی است.