زندگی (روانشناسي)

وبلاگ يه دختر 17 ساله ي عاشق روانشناسي

یک سخن
ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳۱ 

دیوانه بمانید اما مانند عاقلان رفتار کنید .

خطر متفاوت بودن را بپذیرید اما بیاموزید که بدون جلب توجه متفاوت باشید ....

"پائولو کوئلیو "


کلمات کلیدی:
 
تقسیم بندی پیاژه
ساعت ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳۱ 


کلمات کلیدی:
 
نظریه ی شناختی ژان پیاژه :
ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۳۱ 

نظریه ی شناختی ژان پیاژه :

ژان پیاژه بیش از هر روان شناسی دیگری درباره تفکر کودکان مطالعه کرده است. او در مطالعات خود بیش از توجه به پاسخ های درست کودکان به پاسخ های غلط آنها در برابر پرسش های خود توجه نمود. پیاژه دریافت که کودکان در یک دوره سنی معینی به سؤال ها، جواب ها غلط معینی می دهند و نتیجه گرفت که به سادگی نمی توان گفت که کودکان کوچک تر از کودکان بزرگتر یا به طور کلی کودکان در مقایسه با بزرگسالان، کم هوش ترند، بلکه می توان گفت : فرآیندهای تفکر در این گروهها با هم متفاوت است. از دیدگاه پیاژه هوش یک فرایند اساس زندگی است که به انسان کمک می کند تا خود را با محیط سازگار کند. منظور از سازگاری این است که فرد قادر است خود را با تقاضاها و شرایط محیطی کنونی اش هماهنگ سازد.
کودکان همانگونه رشد می کنند ساختارهای شناختی (الگوی تفکر یا عمل) ساده ی خود را با ساختارهای شناختی پیچیده تبدیل می کنند. مثلاً بسیاری از کودکان 3 ساله به راحتی باور دارند که خورشید زنده است زیرا می بینند که خورشید صبح بالا می آید و شب پائین می رود. این نحوه ی تفکر آنها بر پایه ی این ساختار شناختی ساده است که « هر چیزی که حرکت می کند زنده است » پس کودک این باور را از بزرگسالان نگرفته، بلکه بر اساس تجربه خودش دریافت کرده است. بعد از مدتی کودک از ساختار شناختی پیچیده تری برخوردار می شود و در می یابد که « هر چیز متحرکی زنده نیست.» این ساختار شناختی جدید شاید به این شکل نیز درآید که هر چیزی که توسط خودش حرکت کند زنده است.
این فرایند هم چنان در طول زندگی ادامه پیدا می کند و فرد بر اساس تجربیات زندگی به ساختارهای شناختی جدیدی دست پیدا می کند.
به طور مثال به کودک گفته شده ، به این نتیجه خواهد رسید که هر موجود زنده لزوماً متحرک نیست و موجود زنده باید از ویژگیهای دیگری نظیر نفس کشیدن، تولید مثل و ... نیز برخوردار باشد. بدین ترتیب کودک از یک مرحله شناختی به مرحله شناختی دیگری قدم می گذارد و از آن جا که ساختارهای شناختی در سنین مختلف شکل های مختلف پیدا می کنند، کودکان در سنین مختلف ممکن است از اشیای مشابه و یکسان تفسیرهای متفاوتی داشته باشند. به سؤالات یکسان پاسخ های گوناگونی بدهند.
 


کلمات کلیدی:
 
 
ساعت ۸:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٢ 

 

نظریه ها و دیدگاههای رشد

متخصصان رشد چون نمی توانند تمام پیچیدگیهای رشد انسان را با هم توصیف به تبیین کنند. معمولاً به یکی از جنبه های رشد بیشتر توجه کرده و تلاش خود را در آن زمینه متمرکز می کنند. به عنوان مثال متخصص شناختی به مطالعه ی (تفکر، هوش، حافظه ، حل مسئله و ...) در انسان می پردازد، در حالی که متخصص روانی – اجتماعی به جنبه های عاطفی و شخصیتی انسان توجه می کند و هر کدام از این دو متخصص سهم مهمی در توصیف و تبیین رشد دارند، هر چند که هیچیک به تنهایی قادر به ارائه نظریه ای کامل دوباره ی رشد نیستند.
یک نظریه مجموعه ای از مفاهیم و پیش فرضهاست که به توصیف و تبیین مشاهدات انجام شده کمک می کند. نظریه های رشد به دلایلی از جمله اختلاف نظر در تعریف انسان، تأثیر بیشتر یا کمتر یکی از دو عامل طبیعت (آمادگی زیستی و فیزیولوژیک) یا تربیت (یادگیری) نقش انسان در رشد و تعیین مراحل رشد با هم تفاوت دارند. در این دو بخش تنها دو نظریه شناختی پیاژه و نظریه ی روانی – اجتماعی اریکسون را که در مطالعه رشد بیشترین پژوهش در مورد این نظریه صورت گرفته است، مورد بحث قرار گرفته است.

 


کلمات کلیدی:
 
رشد
ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۳ 

مفهوم رشد:
رشد به تغییرات پی در پی و منظمی گفته می شود که از زمان انعقاد نطفه تا هنگام مرگ اتفاق می افتد. این تغییرات در ابعاد گوناگون جسمانی عاطفی ، شناختی و اجتماعی بوجود می آید و دارای الگو و نظم خاصی است و دارای آثار بلندمدتی در زندگی فرد می باشد. برای دست یابی به معنای کامل رشد، باید در فرآیند مهم ، یعنی رسش و یادگیری را که زیر بنای تغییرات رشد هستند، معرفی کنیم:



  1 – رسش:

رسش به معنی آمادگی زیستی است که خود مبتنی بر یک نقشه ی ژنتیک می باشد، همانگونه که دانه های گیاهی دارای برنامه ی رشد طبیعی و منظمی هستند که در صورت وجود نور و رطوبت کافی عملی می شود، انسان نیز که رشد خود را از رحم مادر شروع می کند، دارای برنامه ی رشد طبیعی و نظم است که شرایط محیطی آن بر اثر می گذارد. برنامه رشد زیست شناختی طبیعی انسان یقین می کند که مثلاً کودک می تواند در حدود یک سالگی اولین لغات با معنی را تلفظ کند و راه برود و یا در حدود 11 تا 14 سالگی به بلوغ جنسی برسد. تغییرات روان شناختی انسان نظیر تفکر، توانایی حل مسئله و ... نیز تحت تأثیر تغییرات زیست شناختی مغز است. پس اینکه ما انسانها در جنبه های بسیاری از رشد شبیه یکدیگر هستیم، خود نشان دهنده ی این نکته است که وراثت، خصوصیات مشترکی را در برنامه زیست شناختی و طبیعی رشد ما قرار داده است. تغییرات رشدی مطابق با این برنامه طبیعی در ما اتفاق می افتند.

2 – یادگیری :

 

 یادگیری فرآیندی است که بر اساس تجربه بوجود می آید و تغییراتی نسبتاً دائمی احساس، تفکر و رفتار فرد ایجاد می کند. چنین نیست که بسیاری از تواناییها و عادات ما به سادگی به عنوان بخشی از برنامه های طبیعی بوجود آیند بلکه باید آنها را از طریق مشاهده و یا رفتار متقابل با همسالان، والدین، معلمان و دیگر افراد بدست آوریم . به طور کلی باید توجه داشت که غالب تغییرات رشد محصول مشترک دو فرآیند رسش و یادگیری است.اما در اینکه کدامیک از این دو نقش مهمتری در رشد دارد، بین دانشمندان اتفاق نظر وجود ندارد.  


کلمات کلیدی:
 
راهبردهای تحقیق در رون شناسی
ساعت ٦:۳٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۳ 

مشاهده ی طبیعی :

مشاهده ی رفتار و ضبط و ثبت آن، در موقعیت طبیعی خود، مشاهده ی طبیعی نام دارد. دامنه ی مشاهده ی طبیعی از جامعه میمون ها در جنگل تا ضبط تلویزیونی رفتار تا رفتار والدین و فرزندان تا مشاهده ی نحوه نشستن دانش آموزان در کلاس درس را در بر می گیرد.
مشاهده ی طبیعی مانند مطالعات موردی و زمینه یابی است. یعنی رفتار را تبیین نمی کند بلکه توصیف می کند با این وجود مشاهده ی رفتار دقیق حیوان ها و آدمیان نخستین گام در بسیاری از پژوهشهای روان شناختی است. فیلم برداری از نوزادان می تواند جزئیات الگوهای حرکتی آنان را اندکی پس از تولد و نیز محرک هایی را که نوزادان به آنها پاسخ می دهند آشکار سازد. پژوهشگرانی که به مطالعه و مشاهده ی طبیعی رفتار می پردازند باید دوره آموزشی لازم را در این زمینه گذرانده باشند تا بتوانند از انعکاس سوگیرهای خود در گزارش ها پرهیز کنند.  



  2 – مطالعات همبستگی:

توصیف رفتار، اولین مرحله ی پیش بینی رفتار است. هرگاه اطلاعاتی که از طریق مطالعات زمینه یابی و مشاهدات طبیعی بدست آمده است، نشان داد که تغییرات یک خصیصه یا رفتار با تغییرات یک خصیصه یا رفتار دیگر همراه است. می گوئیم آن دو با یکدیگر همبستگی دارند.
پس می توان گفت همبستگی عبارت است از یک اندازه آماری برای نشان دادن ارتباطات بین دو چیز در واقع همبستگی نشان می دهد که دو امر چگونه به یکدیگر وابسته اند بطوری که با داشتن یکی ، آن دیگری را بتوان پیش بینی کرد. برای مثال وقتی می گوئیم بین هوش فرد و پیشرفت تحصیلی او همبستگی وجود دارد، یعنی با داشتن نمره ی هوش فرد می توانیم ، نمرات درسی او را پیش بینی کنیم.
ضریب همبستگی را در آمار با حرف r نشان می دهند و مقدار آن می تواند از 1- تا 1+ متغیر باشد، مقدار همبستگی بیش از صفر تا 1+ را همبستگی مثبت و کمتر از صفر را تا 1- همبستگی منفی می نامند. همبتسگی صفر نیز به معنی عدم همبستگی است . در همبستگی مثبت بین دو متغیر ارتباط مستقیم وجود دارد. یعنی با افزایش یکی دیگری افزایش و با کاهش یکی ،آن دیگری نیز کاهش می یابد.
در همبستگی منفی ارتباط بر عکس است. یعنی با افزایش یک متغیر، متغیر دیگر، کاهش می یابد و برعکس با کاهش یک متغیر آن دیگری افزایش می یابد. به طور مثال هبمستگی مطالعات نشان داده داده است که همبستگی منفی بین عزت نفس با افسردگی وجود دارد. و افرادی که نمره ی پایین تری در عزت نفس می آورند. افسردگی بیشتری از خود نشان می دهند.
برای نشان دادن همبستگی از یک نمودار استفاده می کنند. محور x (محورافقی) اندازه های یک متغیر و محور y‌(محور عمودی) اندازه های متغیر دیگر را نشان می دهد. مثلاً اگر 5 نفر در کلاس درس ریاضی به ترتیب به نمره های 10و12و14و16و18 گرفته باشند و نمره ی درس زبان خارجی آن ها به ترتیب 12،14،16،18،20 باشد، می توان نمرات آن ها را به صورت زیر در نمودار 2-1 وارد کرد.  

 

نمودار 2-1 همبستگی مثبت و 1+ را نشان می دهد یعنی به ازای هر تغییر در نمره درس ریاضی، به همان نسبت نمره ی درس تغییر پیدا می کند و از طریق داشتن نمره ریاضی فرد می توان نمره ی زبان خارجی او را پیش بینی کرد و بالعکس.  



  4 – مطالعات آزمایشی :

اصطلاح آزمایش غالباً زمانی بکار می رود که محقق یک یا چند متغیر (به عنوان متغیر مستقل) را به صورت اختیاری جدا و آنها را درستکاری می کند تا اثر این دستکاری را در متغیر دیگر ( به عنوان متغیر وابسته) مشاهده و اندازه گیری کند. متغیر به ویژه گی یا صفتی گفته می شود که مقدارهای گوناگون داشته باشد. برای مثال هدف آزمایش ممکن است کشف ارتباط بین دو متغیر خواب و استراحت، در طول شبانه روز روی یادگیری باشد. در این آزمایش دو متغیر خواب و استراحت متغیر مستقل بوده و می توانند درجات و مقدارهای مختلف داشته باشند. میزان عملکرد فرد، در تکالیفی که باید یادبگیرد، متغیر وابسته است. متغیر وابسته تقریباً همواره شاخصی از رفتار آزمودنی است.  

 

 

 


کلمات کلیدی:
 
رویکرد انسان گرا
ساعت ٦:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۳ 

رویکرد پدیدار شناختی :

تا به حال آموختیم که روان شناسانی که رویکرد زیست شناختی دارند برای توصیف و تبیین رفتار از کنش های زیستی سود می جویند، روانشناسان رفتارگرا معتقدند که رفتار به وسیله محرک های بیرونی کنترل می شود ، روان شناسان شناختی تأکید دارند که فرآیندها روانی حاصل پردازش اطلاعات در ادراک و حافظه است و نهایتاً روانکاوان معتقدند که رفتارها و فرآیندهای روانی نتیجه ی عواملی ناهوشیار می باشند. از این میان، روان شناسان شناختی، رفتارگرا و روانکاو انسان را از بیرون و از یک منظره خارجی ( از دیدگاه دیگران) نگاه می کنند، در حالی که می توان انسان را از منظر نگاه خود فرد نیز مطالعه کرد. از این جاست که رویکرد پدیدار شناختی تا به عرصه ی روان شناسی می گذارد.
روان شناسان پدیدار نگر به تجربه های شخصی درونی فرد، آن هم از دیدگاه یا منظر خود فرد توجه دارند. بر اساس این دیدگاه انسان یک موجود آزاد و انتخاب گر است و توانایی رشد و خود شکوفایی دارد.
در این دیدگاه که دیدگاهی است انسان گرایانه بر روی مفاهیم زیر تأکید می شود: روان شناسی باید با تجارب آگاه و ذهنی فرد سر و کار داشته باشد
انسان موجودی است منحصر به فرد و ویژه که می تواند مسیر زندگی خود را تعیین کند. روش های علمی مرسوم به تنهایی قادر نیستند واقعیت رفتار و فرآیندهای پیچیده ی انسان را کشف کند.
هدف روان شناسی باید کمک به انسان برای به فعلیت رساندن توانایی های بالقوه ی او باشد.
طبق نظریه های انسان گرا، نیروی انگیزشی هر فرد به سوی رشد و خودشکوفایی است. همه ی ما نیاز داریم که توانایی های بالقوه خود را تا بالاترین حد ممکن شکوفا سازیم و به رشدی فراتر از رشد کنونی خود دست یابیم. تمایل طبیعی ما حرکت در مسیر تحقق تواناییهای بالقوه ی خودمان است هر چند که ممکن است در این راه با برخی موانع محیطی و اجتماعی روبرو شویم. برای مثال دختران و زنانیکه در جامعه ی سنتی امکان ادامه ی تحصیل برای آن ها فراهم نبوده است، ممکن است در سنین بالاتر و حتی پیری اشتیاق فراوان به دانش اندوزی پیدا کنند و از این طریق توانایی بالقوه ی خود را در این زمینه به شکوفایی برسانند.


کلمات کلیدی:
 
رویکرد روانکاوی
ساعت ٦:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱٢/۳ 

رویکرد روان کاری :

دانستیم که رویکرد روان شناختی، انسان را موجودی آگاه می داند و فرآیندهای درونی و رفتاری او را ناشی از تأثیر مستقیم و یا غیرمستقیم عوامل داخلی شناختی به شمار می آورد. در مقابل دیدگاه شناختی، دیدگاه روان کاوی وجود دارد که معتقد است فرآیندهای درونی عمدتاً به صورت ناهشار پدیدار می شود و فرد دائماً در تعارض انگیزه های ناهشیار خود قرار دارد. بر طبق این رویکرد زندگی روانی از دو سطح هوشیار و ناهوشیار تشکیل می شود که سطح هوشیاری قسمت محدودتر از فضای روانی را تشکیل می دهد و در هر لحظه امکان آگاهی و دسترسی به آن وجود دارد، اما سطح ناهوشیار قسمت وسیعی از این فضا را در اختیار دارد که شامل باورها، ترسها و خواستهایی است که خود شخص از وجود آنها آگاه نیست ولی در هر حال بر رفتار او تأثیر می گذارند.
«زیگموند فروید» از سردمداران این نظریه معتقد بود که نیازها و خواسته های درون کودکی بایستی به نحوی برای کودک حل و فصل شوند، اما هنگامی که این نیازها با منع یا تنبیه والدین یا جامعه روبرو می شوند از سطح هوشیار به سطح ناهوشیارذهن رانده شده، همه جا ماندگار می شوند و بر رویاها لغزش های زبانی و اداها و اطوارها اثر می گذارند و به صورت مشکلات هیجانی و نشانه های بیماری روانی یا برعکس به شکل رفتارهای مورد پذیرش جامعه مانند فعالیت هنری و ادبی بروز می کنند. برای مثال اگر شما از دست کسی که جدایی از او برایتان مقدور نیست خشمگین باشید، خشم شما به صورت ناهوشیار در می آید و احتمالاً به طور مستقیم به صورت رؤیایی که در آن شما با آن شخص در حال درگیری هستید ظاهر می شود.
هر چند بسیاری از روان شناسان نظرگاه فروید را درباره قسمت ناهوشیار به طور کامل نمی پذیرند. اما این را می پذیرند که آدمیان به برخی از جنبه های شخصیت خودآگاهی کامل ندارند.
  


کلمات کلیدی: